خرید بک لینک
شماره 47 مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند ♥ شماره 47♥ "همه چیز درست میشه."این جمله رو همیشه وقتی کلافهام یا دلم شور میزنه پشتِ سرِ هم تو دلم میگم...من فکر میکنم شاید ما آدما خیلی چیزارو ندونیم،یا از خیلی چیزا سردرنیاریم،یا حتی نتونیم خیلی چیزارو حدس بزنیم و پیشبینی کنیم؛اما اینو مطمئنم که خدا همیشه هست،و همینه که منو به جملهی «همه چیز درست میشه»، امیدوار میکنه.میخوام بگم، نگران نباش.تو نمیبینی،ولی خدا داره نگات میکنه، تو نمیدونی،ولی یکی داره بخاطرت با خدا حرف میزنه ... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1402 ساعت: 22:42

شماره 46 مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند ♥ شماره 46♥ از آقایی که خیلی مسن بود پرسیدم چندسالتونهگفت بیست و هشت سال!باخنده گفتم روزاشو شمردید یا شباروجواب داد فقط لحظه های خوبشو شمردم:))خدایا لحظه های خوب را ازمون نگیر.چهارشنبه 28 دی 1401 اصفهان؛ سی و سه پل ؛ انقلاب و ... + تاريخ جمعه سی ام دی ۱۴۰۱ساعت 22:10 + ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 13:45

❤❤و باز هم 13 مرداد❤❤ مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند ♥ ❤❤و باز هم 13 مرداد❤❤♥ از آخرین مطلب این وبلاگ حدود 2 سال میگذره.2 سال پیر تر شدم. 2 سال کابوس وار. 2 سال تنهایی ، غربت ، بی کسی ، دربه در، سختی و هزار جور داستان ریز و درشت دیگه که به وقتش توی این وبلاگ یا جای دیگه ای مینویسم. 2 سال با تجربه تر شدم. از زمانی که از اصفهان رفتم قشم و بعدش اومدم تهران تجربه های زیادی به دست آوردم دوستایی پیدا کردم که فقط منو واسه خودم میخواستن، توی تنهایی و سختی کنارم بودم حتی بیشتر از خانواده ام . کسایی را شناختم و روزهایی را دیدم که هیچوقت تصور نمیکردم.طبق معمول 13 مرداد هر سال ، تولدم مبارک❤❤❤ + تاريخ شنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۱ساعت 18:39 + ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: چهارشنبه 13 مهر 1401 ساعت: 0:36

۱۳ مرداد مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند ♥ ۱۳ مرداد♥ ۱۳ مرداد هم مثه همه ی روزهای دیگه و برای چه کسی اهمیت داشت که ۱۳ مرداد رسیده ...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1399 ساعت: 6:31

تولد مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند ♥ تولد♥ تولدت مبارک آرام جانم همیشه میخواستم بهترین تولدت را  من برایت تدارک ببینم،بهتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1399 ساعت: 6:31

نکنه دوباره روزا را قاطی کردم..

نکنه امشی یکم دیماهه؟؟؟؟؟؟

چرا اینقدر طولانیه؟؟

اصلااین ساعت لعنتی نمیگذره؟؟

امشب شب یلداست عایا؟؟؟؟؟؟؟

یا یک شب معمولی با حجم زیادتر دلتنگی نسبت به شبهای دیگه است؟؟

پس کی قراره این شب یلدا ها تمومشه؟؟

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: يکشنبه 29 دی 1398 ساعت: 5:36

اولین باری که تو زندگیم چیزی رو جا گذاشتم هنوز یادمه.آخرای زمستون بود ولی هوا می گفت بهار شده. یه شال گردن مشکی داشتم که مادر بزرگم واسم بافته بود. اون روز وقتی رسیدم سر کلاس مثل همیشه گذاشتمش تو جا مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 23:25


صدایم بزن که شاید زمستان من سرآید مرا زنده کن به تابیدنی که تنها ز رویت برآید


صدایم بزن که بی تو فرو خفته در سکوتم به بال و پری نجاتم بده که من رو به رو با سقوطم

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 23:25

پنجشنبه مورخ ۳۱ مرداد ۹۸

یه روز به یادماندنی برای منو خانم ف.

روزی که شاید دیگه هیچوقت توی تاریخ زندگیمون اتفاق نیفته.

ممنون

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 23:25

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خوشتر آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 23:25

خدايا نميدونم به کي زنگ بزنم و باهاش صحبت کنم. ايکاش امشب ميومدي پيشم.خيلي دلم تنگه، خيلي تنهام تو منو تنها نذار

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: يکشنبه 2 تير 1398 ساعت: 13:50

وقتی مدت زیادی را تنها سر کنی- به اختیار یا به جبر شرایط-، کم کم عادات عجیبی پیدا میکنی، اخلاق های تازه و رفتارهای گیج کننده و نچسب. سختت می شود که نشانه های علاقه را در کسانی که اطرافت می پلکند ببینیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: يکشنبه 2 تير 1398 ساعت: 13:50

بعضی آهنگها قلب دارند. میتپند. از بس که میلیونها نفر عاشقی کردهاند با آن. بعضی آهنگها نماد عاشقیهای یک نسلند. مثل "تو ای پری کجایی" ِ حسین قوامی برای نسلی که خودشان و عاشقیهایشان و پریهایشان زیر خاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: يکشنبه 2 تير 1398 ساعت: 13:50

ما مجبور شدیمما از همه این جور و ناجور شدنا، گذشتیم و مجبور شدیمما خوابمون نمیبرد اما خودمونو زدیم به خواب،توو خواب همه چی آسون تر بود، قشنگ تر…ما دنبال آسونی نبودیم اما سختی تخته گاز میرفت، نزد کنار ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: يکشنبه 2 تير 1398 ساعت: 13:50

دل نازک شدم دکتر. نمیدونم مال این قرص جدیداست یا چی. یه بچه تو خیابون می بینم، چشمام پر میشه از دریای شور شمال. یا مثلا دو نفر که دست هم رو گرفته باشن، یه جوری که معلوم باشه جهان هر کدوم خلاصه شده تو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1398 ساعت: 20:40

صفحه بندی