بعضی آهنگها قلب دارند. میتپند. از بس که میلیونها نفر عاشقی کردهاند با آن. بعضی آهنگها نماد عاشقیهای یک نسلند. مثل "تو ای پری کجایی" ِ حسین قوامی برای نسلی که خودشان و عاشقیهایشان و پریهایشان زیر خاکند...
مثل "من و گنجشکای خونه" برای زنان دههی چهل که مردانِ شلوارلولهتفنگیِ موبلندشان یا توی کوچههای انقلاب گم شدند، یا پشت خاکریزهای جنگ...
یا مثل همین "باران میبارد امشب"ِ امید، که خیلی از دههی پنجاهیها و دههی شصتیها یکشبی نوارش را گذاشتهاند توی ضبطهای یککاستهشان و تا صبح هی گوش کردهاند "شاید از فکر سفر برگردی امشب"، تا صبح هی عقب زدهاند و دوباره از نو بغض تازه کردهاند با "گفتهای شاید بیایی از سفر، اما نمیشه باور من" ...
برای همین است که حتی بعد از سالها هم که گوش میکنی، وقتی میخواند "باران میبارد امشب"، حس میکنی دارد از آسمان بیبارانِ خردادِ اصفهان باران میبارد. وقتی میخواند "سفر بخیر، مسافر من"، دلت میخواهد از سفر برگردد کسی که به سفر نرفته...
بابت تمام عاشقیهایی که با این آهنگ کردیم، ممنون آقای امید...
http://uupload.ir/filelink/QSXUwqyBRwcK/44ub_omid.mp3
برچسب:
نویسنده: پویا صفری